
گردشگری؛ گنجی که هنوز درست دیده نشده است
رویداد کرج– ویدئوی حضور گسترده گردشگران در شهر سرعین در روزهای پایانی ماه صفر، بار دیگر یک واقعیت مهم را پیش چشم افکار عمومی و مسئولان قرار داد؛ اینکه گردشگری در ایران، حتی بدون تبلیغات گسترده و برنامهریزی منسجم، میتواند در کوتاهترین زمان ممکن جمعیت قابل توجهی را به یک مقصد جذب کند. کافی است یک تعطیلات چندروزه با هوای مطلوب یک شهر همراه شود تا موجی از مسافران راهی آن منطقه شوند و تصاویر حضورشان نیز در شبکههای اجتماعی دستبهدست شود.
اتفاقی که در سرعین رخ داد، صرفاً یک رویداد محلی نیست؛ بلکه میتواند نمونهای کوچک از ظرفیت عظیم گردشگری ایران باشد. در روزهایی که گرمای هوا در بسیاری از نقاط کشور به بالای ۳۵ درجه میرسد، اردبیل و بهویژه سرعین با آبوهوایی خنکتر، چشمههای آب گرم، طبیعت و جاذبههای گردشگری خود به مقصدی جذاب برای مسافران تبدیل میشوند. همین تفاوت اقلیمی، یکی از بزرگترین مزیتهای ایران در صنعت گردشگری است؛ کشوری چهار فصل که تقریباً در هر مقطع از سال میتوان مقصدی متناسب با شرایط آبوهوایی پیدا کرد.
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا زیرساختهای گردشگری ما متناسب با این ظرفیت رشد کردهاند؟
نگاهی به کشورهای منطقه پاسخ روشنی به اهمیت این پرسش میدهد. ترکیه سالهاست گردشگری را به یکی از پایههای اصلی اقتصاد خود تبدیل کرده و با سرمایهگذاری در زیرساخت، تبلیغات و تنوعبخشی به مقاصد گردشگری، میلیونها گردشگر را جذب میکند. امارات متحده عربی با ساخت شهرهای مدرن، مراکز تفریحی، رویدادهای بینالمللی و فرودگاههای بزرگ، خود را به یکی از مقاصد اصلی گردشگری جهان تبدیل کرده است. جمهوری آذربایجان و ارمنستان نیز با وجود برخورداری از ظرفیتهای به مراتب محدودتر نسبت به ایران، تلاش کردهاند سهم بیشتری از بازار گردشگری منطقه را به خود اختصاص دهند.
قطر با برگزاری جام جهانی، از یک رویداد ورزشی صرف فراتر رفت و آن را به فرصتی برای معرفی کشور و تقویت زیرساختهای گردشگری تبدیل کرد. عربستان سعودی نیز با اتکا به درآمدهای نفتی و اجرای برنامههای بلندمدت توسعهای، سرمایهگذاری گستردهای برای تنوعبخشی به اقتصاد و جذب گردشگران انجام داده است؛ از توسعه مقاصد جدید و برگزاری رویدادهای جهانی گرفته تا حضور چهرههای سرشناس فوتبال و ورزش در پروژههای این کشور. این در حالی است که عربستان به دلیل وجود مکه و مدینه، از دیرباز یکی از بزرگترین مقاصد زیارتی جهان بوده است.
در چنین شرایطی، ایران با تاریخی چند هزار ساله، آثار تاریخی فراوان، طبیعت متنوع، سواحل شمال و جنوب، کویر، جنگل، کوهستان، چشمههای آب گرم و تنوع فرهنگی و قومی، از نظر ظرفیت گردشگری چیزی کم ندارد. مسئله ایران کمبود جاذبه نیست؛ مسئله، فاصله میان «ظرفیت» و «عملکرد» است.
سرعین دقیقاً همین فاصله را نشان میدهد. وقتی یک شهر با یک تعطیلات چندروزه و بدون یک کمپین تبلیغاتی بزرگ با موج گردشگر مواجه میشود، باید از خود بپرسیم اگر برای چنین مقصدی برنامهریزی حرفهای، تبلیغات هدفمند، حملونقل مناسب، اقامتگاههای استاندارد، مدیریت پسماند، پارکینگ، خدمات شهری، مراکز تفریحی و نظام منسجم پذیرش گردشگر فراهم شود، ظرفیت واقعی آن چقدر خواهد بود؟
گردشگر فقط تخت هتل نمیخواهد. او مقصدی میخواهد که از لحظه ورود تا زمان بازگشت، تجربهای آرام، باکیفیت و قابل پیشبینی داشته باشد. جاده مناسب، سرویس بهداشتی، پارکینگ، حملونقل عمومی، اینترنت، تابلوهای راهنما، مراکز اقامتی، رستورانهای استاندارد، خدمات درمانی، امنیت، مدیریت ترافیک و حتی نحوه برخورد مردم و ارائهدهندگان خدمات، همگی بخشی از صنعت گردشگری هستند.
از سوی دیگر، شبکههای اجتماعی یک فرصت کمهزینه و بیسابقه برای ایران ایجاد کردهاند. امروز یک تصویر، یک ویدئو یا یک تجربه مثبت از سفر میتواند در چند ساعت میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد. همانطور که تصاویر ازدحام گردشگران در سرعین بهسرعت وایرال شد، میتوان با برنامهریزی حرفهای از همین ظرفیت برای معرفی شهرهای کمتر شناختهشده ایران استفاده کرد.
گردشگری برخلاف بسیاری از صنایع، الزاماً به سرمایهگذاریهای عظیم اولیه نیاز ندارد تا اثر اقتصادی خود را نشان دهد. گاهی یک جاده مناسب، یک اقامتگاه استاندارد، ساماندهی یک جاذبه طبیعی و یک برنامه تبلیغاتی درست میتواند جریان قابل توجهی از گردشگران را به یک منطقه هدایت کند. درآمد حاصل از این جریان نیز تنها به هتلدار محدود نمیشود؛ راننده، رستوراندار، فروشنده صنایع دستی، تولیدکننده محلی، کشاورز، راهنمای گردشگری و دهها گروه دیگر از آن منتفع میشوند.
بنابراین شاید بهتر باشد به جای آنکه تصاویر ازدحام گردشگران در سرعین را صرفاً به عنوان یک اتفاق جالب در شبکههای اجتماعی ببینیم، آن را یک «هشدار اقتصادی» تلقی کنیم؛ هشداری که میگوید تقاضا وجود دارد، اما باید برای پاسخگویی به آن آماده بود.
ایران برای تبدیل شدن به یکی از قطبهای گردشگری منطقه، بیش از آنکه به جاذبه جدید نیاز داشته باشد، به مدیریت، برنامهریزی، سرمایهگذاری و نگاه اقتصادی به گردشگری نیاز دارد. اگر کشورهای منطقه با منابع و ظرفیتهای محدودتر توانستهاند گردشگری را به موتور درآمدزایی تبدیل کنند، دشوار است بپذیریم کشوری با این گستره جغرافیایی، تنوع اقلیمی، تاریخ، فرهنگ و میراث طبیعی و انسانی، همچنان سهمی متناسب با ظرفیت خود از این بازار نداشته باشد.
سرعین شاید فقط یک نمونه باشد؛ اما همین نمونه کافی است تا یک سؤال جدی مطرح شود: وقتی در یک تعطیلات چندروزه، گردشگران بدون فراخوان گسترده و تبلیغات بینالمللی به یک شهر هجوم میآورند، اگر روزی زیرساختهای گردشگری ایران واقعاً متناسب با ظرفیتهایش ساخته شود، چه تعداد گردشگر میتواند به این کشور سفر کند و چه میزان درآمد میتواند برای اقتصاد ایران به همراه داشته باشد؟
مسئله امروز، پیدا کردن گردشگر نیست؛ مسئله این است که آیا ما برای پذیرش گردشگری که خودبهخود به سراغمان میآید، آمادهایم؟
انتهای پیام/




