
رویداد کرج، روز ۱۱ بهمن پیامکی دریافت کردم مبنی بر صدور قبض برق به مبلغ یک میلیون و ۷۱۹ هزار و ۱۰۰ تومان برای دورهای که از ۱ مرداد تا ۲۵ دیماه محاسبه شده بود.
بدون هیچ اعتراضی و با این تصور که سهمی هرچند کوچک در تأمین هزینههای صنعت برق کشور دارم، همان لحظه مبلغ را پرداخت کردم.
با خود گفتم در کشوری زندگی میکنیم که با لمس یک کلید، خانهای تاریک روشن میشود؛ نعمتی که قدرش را میدانم.
حتی از قطعیهای دو یا چند ساعته برق هم گلایهای نکردم؛ نه زمانی که در آسانسور گرفتار شدم، نه وقتی درِ پارکینگ برقی باز نشد.
با خود گفتم لابد باید خودم به فکر برق اضطراری باشم و مدیریت مصرف را جدیتر بگیرم، اما پرسش من از جای دیگری آغاز میشود. هنوز ده روز از پرداخت قبض یک میلیون و هفتصد هزار تومانی نگذشته بود که در تاریخ ۲۱ بهمن، ساعت ۸:۴۱ صبح، پیامک «صورتحساب میاندورهای علیالحساب» به مبلغ ۲۱۰ هزار و ۳۰۰ تومان برایم صادر شد؛ آن هم با نحوه قرائت: برآوردی.!!!
سؤال ساده است: چگونه ممکن است در کمتر از ده روز، آن هم بهصورت برآوردی، قبضی بیش از دویست هزار تومان صادر شود؟ اگر قبض قبلی تا ۲۵ دی محاسبه شده، این مبلغ دقیقاً مربوط به چه بازهای است؟ مبنای این برآورد چیست؟ چرا مشترک باید هزینه برآوردی را پیشاپیش پرداخت کند، در حالی که هنوز قرائت واقعی انجام نشده است؟ آیا صدور قبضهای میاندورهای برآوردی پس از تسویه کامل یک قبض سنگین، مصداق شفافیت و احترام به حقوق مشترک است؟ آیا بهتر نیست به جای توصیه دائمی به «مدیریت مصرف»، اندکی هم درباره مدیریت صدور قبض و اعتماد عمومی توضیح داده شود؟ قدردان تلاش کارکنان برق هستم، اما قدردانی به معنای چشم بستن بر ابهام و بینظمی نیست. انتظار میرود وقتی شهروندی بهموقع پرداخت میکند، در کمتر از ده روز با قبض تازه و مبهم مواجه نشود.
انتهای پیام/




