
گزارهٔ ناگزیر شورای هفتم؛ گذر از هفت خان سنت و سیاسی کاری
رویداد کرج– مرتضی دهقان آزاد تحلیلگر رسانه در یادداشتی نوشت؛مدیریت شهری، در هندسهٔ حکمرانی ما، جایگاه نخستین خاکریز میان مردم و حاکمیت را دارد و بر این اساس، در صورتی که نتواند با عملکرد مطلوب، رضایت حداکثری شهروندان را جلب کند، بالطبع از جذب مشارکت و همراهی موثر مردم در تصمیم سازی های شهری بی نصیب خواهد ماند که نتیجهٔ آن، پیدایش پدیدهٔ خطرناک “گسل های اجتماعی” است.
پدیده ای که محصول سیطرهٔ “سیاست مداری” بر “تخصص مداری” بوده و تداوم آن باعث ایجاد شکافهای عمیق میان مردم و حاکمیت می شود، چون وقتی”صحن” شورا و عرصهٔ عمل مدیریت شهری، به جای برآورد مطالبات شهروندان و حل مسائل پیچیدهٔ زیست بومی، به “صحنهٔ”صرف نمایشات سیاسی و عرصهٔ اقتدار طلبی های جریانی و عرصهٔ برآورد سهم خواهی سیاسیون جناحی، جریانی تبدیل شود، به تبع آن، دیوار بلند اعتماد عمومی فرو می پاشد و نه تنها پشتوانهٔ بی بدیل “مشارکت مردمی” را از میان میبرد، بلکه “سرمایهٔ اجتماعی” حکمرانی شهری را که در حکم موتور محرکهٔ توسعهٔ پایدار است، ذره ذره می سوزاند و نابود می کند.
این در حالیست که تجربهٔ مدیریت شهرهای مدرن و پیشروی جهان در مسیر توسعه، نشان میدهد که آنها راز موفقیت پارادایم های پهنهٔ حکمرانی شهری خود را مدیون عبور از “حکمرانی پولتیکی، ایدئولوژیکی” انحصار طلبانه و تمرکز تام بر “حکمرانی تکنوکراتیکی، پراگماتیکی” و اصالت دادن بر “دانش و مهارت محوری” هستند و در این شهرهای پیشرو، مدیریت شهری و شهروندانش، نه یک “بازیگاه قدرت”و “بازیچهٔ سیاست سالاران”، بلکه یک “فرآیند مهندسی شده” و مبتنی بر “شواهد دقیق علمی” است.
بگونه ای که به پیامد این نگاه، انتخاب و انتصاب ترازمند “شهرداران عملگرا و متخصص” نه یک انتخاب، بلکه یک “ضرورت ایجابی” است که طی آن، مدیران نخبه و “پراگمات” محور در فرآیندی فراتر از جبهه گیری های سیاسی و زور چپانی با فرمولاسیون های فرمایشی، سفارشی” سیاسیون! بهگزینی می شوند و تراز انتخاب و ملاک انتصابشان بر پایهٔ دانش، تخصص، مدیریت دادهها، بهینه سازی منابع، پاسخگویی به نیازهای واقعی و ملموس مردم، تحقق تضمینی برنامه های پیشنهادی و در نهایت جلب رضایت حداکثری عمومی شهروندان، تعریف و تمهید می شود.
با این جستار گشایی باید تصریح کرد که “شورای شهر هفتم کرج” بعنوان شورایی متفاوت و “پیشرو و خط شکن” ناگزیر است در گذر از گزارهٔ “هفت خان سنت و سیاسی کاری”غالب بر این عرصه، غایت اهتمام و مسئولیت خطیر تاریخی خویش را به منصهٔ ثبوت برساند.
الزامی که باعث می شود تا هفتمین شورای شهر، به پیامد تحولات سیاسی، اجتماعی رخداده و شرایط کاملا متفاوت جامعه در دوران جنگ و پساجنگ، “نخستین خط شکن خاکریز مقابله با سیاسی کاری ناکارآمد در حکمرانی شهری” باشد و جسورانه تلاش نماید تا با ارائهٔ نقشهٔ راهی روشن و اقدام و تصمیمی قاطع و متفاوت، “مبدأ و مبدع” این تحول بنیادین شود و با بجا نهادن میراثی ماندگار از خود، تلاش کند تا با ایفای نقشی تاریخی در قامت نگهبان “تخصص مداری” به صحن پارلمان شهری و صحنهٔ عمل مدیریت شهری وارد شود.
با این راهبرد روشن، وظیفهٔ شورای شهر هفتم، فقط انتخاب یک شهردار نیست، بلکه تکلیف تضامنی آن، تعهد در برابر انتخاب شایسته محور و قابل ارزیابی سلسله مدیرانی است که در پهنهٔ تصمیم و عمل، از الگوواره های علمی”دانا شهری” پیروی می کنند و با اشراف بر مبانی مدیریت “پراگماتیک” و منطبق با موازین عملگرایی، به دور از شعارهای سیاسی و گرایشات جناحی به تیم مدیریت شهری اضافه شده و با پایبندی مطلق به “تکنوکراسی علمی”، از هر گونه تصمیم و اقدام مبتنی بر حدس و گمان و تابعیت از کهن مدلهای مدیریت سنتگرا و سیاست زده اجتناب می کنند.
با این تفاصیل، اگر شورای شهر هفتم نتواند با اقتدار و جسارتی خط شکنانه، بویژه پشتیبانی تصمیم سازان و حمایت سیاستگذاران بالادستی، با وجود تکیه بر نخبگان و متخصصان “سلامت”و “سرآمد” ، خود را از گرداب گزاره های فشل و سنتی و بن بست شش دوره گرفتاری، انفعال و انحراف معیار موهوم و منتج از سیاست زدگی های سرمایه سوز و فرصت گدازی که سالهاست بر سر شورای شهر آوار شده، رها نماید و یا قادر نباشد مانع از غلتیدن مجدد مدیریت شهری به سیاهچالهٔ سیطرهٔ سیاسیون بر تعیین تکلیف های جبری در سیاستگذاری های شورایی و تحمیل نامدیران صرفا سیاسی به بدنهٔ اجرایی شهرداری شود، قطعا نخواهد توانست با پاسخگویی به نیازهای قاطبهٔ شهروندان، بستر ارتقای میزان رضایت و مشارکت افزایی عمومی به ویژه نسل نوجوان و جوان کنشگر و تغییر ذائقه یافته را که با توجه به شرایط جدید جامعه، مطالبات، سلائق و علائق متفاوت تری دارند، فراهم بیاورد.
انتهای پیام/



