سیاسییادداشت

گزارهٔ الزامی دولت برای گذر از تحریم و تهدید؛ بازطراحی برنامه ها بازآرایی مدیریت ها

– مرتضی دهقان آزاد/ تحلیلگر رسانه، پیام اخیر رهبر معظم انقلاب حفظه الله، خطاب به دولت چهاردهم، فارغ از سویهٔ تقدیری، تبیینی، ترجمانی از یک فرمان فرا راهبردی و نقشهٔ راهی استراتژیک جهت گذر از تحریم و تهدیدها و قطب نمایی دقیق برای برون رفت کشور از بن بست بحران های پیش رو با ضرورت “تبیین روایت قدرت و قوت ایران”، به شرط رعایت الزامات مهمی چون، حفظ انسجام و اتحاد مقدس ملی و اجتناب از هر گونه دوگانه‌ سازی های موهوم و مهمتر از همه، مقابله با ترس و یأس افکنی های منجر به کاهش تاب آوری اجتماعی بود که باید آن را به منزلهٔ هشدار باشی روشنی در راستای پرهیز از بازی کردن آگاهانه و ناآگاهانه نیروهای داخلی در پازل دشمنان خارجی و تلاش برای تخریب اذهان عمومی تلقی کرد.

بدیهی است که در این مسیر، اصحاب رسانه‌، ارباب جراید، منتقدین متنفذ، صاحبان تریبون، کارشناسان خبره، مسئولان مستقر و مسبوق و وابستگان جناح و جریان های سیاسی، نباید در شرایط حاکم موجود کشور، در قامت نخبگان خردورز و عقلای مردم و میهن دوست، به بهانهٔ “نقد دلسوزانه” به تضعیف اضلاع هرم حکمرانی و به تبع آن، ترویج تردید و ترس‌ و یأس در باور عمومی بپردازند؛ چرا که این اقدامات، برخلاف ادعای اصلاح امور، تنها،‌ تاب‌ آوری اجتماعی را تضعیف کرده و به مثابهٔ ریختن آب به آسیاب دشمن، راه را برای نفوذ تهدیدهای ترکیبی بیشتر بدخواهان هموار می‌کند.

با این تفاصیل، برون رفت از بن بست بحران های فعلی، متضمن گذار از گزارهٔ “نقد صرف” و حرکت بسوی ارائهٔ “راهکارهای ساختاری” است.

فرآیند تحقق توسعه و عبور از چرخهٔ همیشگی تحریم و تهدیدها، مستلزم حرکت شتابناک به سوی”تولید قدرت” از طریق “بازطراحی برنامه ها” و “بازآرایی مدیریت ها” و کاربست سازوکار سازندگی سریع کشور با سرمایه‌ گذاری های هوشمندانه و بهره‌گیری علمی، عملی از فناوری های نوین است که عملیاتی ساختن آنها، در گرو بازگشت بلادرنگ نظام دیوانسالاری دولت به شئوون شایسته سالاری و استفاده از ظرفیت نخبگانی مدیران ترازی است که بجای حاشیه نشینی های تحمیلی و ترجیح مدیران سیاسی، تحمیلی باید به قید فوریت، به متن و بطن مدیریت های اجرایی و هستهٔ اصلی تصمیم‌ گیری های جسورانه باز گردانده شوند تا برونداد برکات حضورشان، بسرعت منتهی به توسعه‌ای شود که بر پایهٔ دانش و فناوری روز بنیان افکنی می شود.

لذا، طبق تعبیر ریشه مند “توانا بود هر که دانا بود”، تسریع در تغییر و تحول کهن پارادایم های ناکارآمدی از سمت مدیریت های “سنتی، سیاسی” به سمت مدیریت‌ های مدرن مبتنی بر “دانش و توانش”، یک فراضرورت “وجودی، وجوبی” عقلی ، شرعی برای بازسازی اعتبار تمدنی و بازتولید اقتدار ملی ایران اسلامی است.

کوتاه سخن این که، بازنشر اثرگذار هرگونه روایت قدرت و قوت از ایران قوی و پیاده سازی هرگونه برنامهٔ توسعه‌ای، تمدنی، بدون تمرکز و توجه کلان تصمیم گیران کشور بر لزوم تغییرات بنیادین و “بازآرایی در تم تصمیم و اقدام تیم های مدیریت اجرایی”، از کابینهٔ نشسته تا ایستادهٔ دولت، تنها در حد شعار باقی خواهد ماند.

این در حالیست که فرمان راهبردی رهبری، آن هم با ارجاع به الگوها هم آیی چون شهیدان رجایی، رئیسی، باهنر و قائد سعید انقلاب، تلویحا بر لزوم “خانه‌ تکانی” و تغییرات بنیادین در ساحات تصمیم گیری و ساختار اجرایی مدیریت های موجود کشور حکایت دارد.

در واقع، ضرورت خانه تکانی دوفوریتی و بازآرایی کلان دولت از کابینهٔ کشوری تا استانی، نه برای ایجاد تنش و انشقاق سیاسی، اجتماعی، بلکه با هدف وفاق و اتفاق بیشتر و در راستای حذف “مدیریت های ناتراز” و جایگزینی جنگی آن ها با “تیم‌ مدیران متخصص و مقتدری” است که برای خروج کشور از بحران، “با راهی می یابند با راهی می سازند” و با حائزیت کارنامهٔ علمی و پیشینهٔ عملی و نیز، اشراف بر مدیریت بوم محور و شناخت منابع مالی و انسانی، قادرند تا با پی ریزی اقتصاد مقاومتی، “قدرت ملی” را به “ثروت ملی” و جلب رضایتمندی حداکثری مردم با دستیابی به “رفاه ملی” پیوند بزنند.

تردیدی نیست که عبور از تنگهٔ تحریم و تهدید، تنها با بهره گیری میدانی از توان و تخصص مدیران نخبه ای امکان پذیر است که هم در “تصمیم‌ گیری” جسورند و هم در “اجرا” کار آمدند.

انتهای پیام/

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا